جا برای من گنجشک زیاد است ولی به درختان خیابان تو عادت دارم

 

الان دیگه ازش متنفرم م م م م

بدجووووووووووووووووووووووووور

از هر چی ک منو یاد اون میندازه متنفرم

از اینجام متنفرم

 

+ تاریخ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1392 ساعت 23:33 نویسنده goli |

من و یک دنیا احتیاج!


درست جایی که خواستمت نبودی!!!


حالا ...


مـــن و بی نیازی؛


نمیخواهمت بـــــرو...

+ تاریخ یکشنبه ششم اسفند 1391 ساعت 20:17 نویسنده goli |

 

خیلی حالش خراب بود
از زمین و زمان بریده بود
مدام سیگار میکشید
رفتم تو زندگیش
خیلی طول نکشید که حالش خوب شد
تشکر کرد و رفت تو زندگی یکی دیگه !!
حالا من سالهاست که مدام سیگار میکشم.

+ تاریخ یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391 ساعت 22:36 نویسنده goli |

دل به دلم " ندادی" ...

دست در دستم "هم نگذاشتی"....

پا به پا "با من نیامدی"...

تو را به خدا برو.....

سر به سرم نگذار.....

قولش را به بیابان داده ام

 

+ تاریخ دوشنبه هجدهم دی 1391 ساعت 15:19 نویسنده goli |

 

زخم هایم را به خودت نگیر!

 

اندازه ی این حرفها نیستی...!!!

+ تاریخ یکشنبه بیست و سوم مهر 1391 ساعت 20:39 نویسنده goli |

 

خدایا...

بابت آن روز

که سرت داد کشیدم متاسفمـــــــــ...!!!

من عصبانی بودم

برای انسانی که تو میگفتی ارزشــــَش را ندارد

و مــــــــــن پا فشاری می کردم

+ تاریخ شنبه پانزدهم مهر 1391 ساعت 12:44 نویسنده goli |

 

چه روز بدی بود امروز

متنفرم از مهر ماه

باورم نمیشه که ۲ سال گذشته

مسخره اس ولی

"تولدم مبارک"

.

.

.

تو به افتادن من در خیابان خندیدی

ولی من

همه حواسم به چشمان مردم شهر بود

که عاشق خنده ات نشوند...

+ تاریخ دوشنبه دهم مهر 1391 ساعت 20:5 نویسنده goli |

 

گذشته ی من گذشت..!

حتی میتوانم بگویم در گذشت...

و من برایش ماهها و روز ها سوگواری کردم

و سکوت کردم......

خاطراتم را زیر و رو کردم

و ای کاشهای فراوان گفتم...!

ولی دیگر بس است!

من به شروعی دیگر می اندیشم

به شروع زندگی دیگر

و حس ناب تازه شدن...

+ تاریخ پنجشنبه ششم مهر 1391 ساعت 19:17 نویسنده goli |

 

بـه چـشـمـهـایـت بگــو . . .


نـگـاهـم نـڪـنـنـد ...



بـگـو وقـتـے خـیـره ات مـے شـوم


سرشـاטּ بـه ڪـار خـودشـاטּ بـاشـد . . . !


نـه ڪـه فـڪـر ڪـنـے خـجـالـت مـے ڪـشـم هـا . . .


نـه !


حـواسـم نـیـسـت . . . عـاشـقـت مـی شـوم . .

+ تاریخ جمعه بیست و چهارم شهریور 1391 ساعت 20:1 نویسنده goli |

 

شیطان نیستم

فرشته هم نیستم

خدا هم نیستم

فقط دخترم

از نوع ساده اش

حوا گونه فکر میکنم

فقط بخاطر یک سیب

تا کجا باید تاوان داد؟؟؟

+ تاریخ سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391 ساعت 12:27 نویسنده goli |